![]() |
![]() |
|
| از ازل ایل تبارم همه عاشق بودند - سخت دلبسته این ایل تبارم چه کنم |
|
شاه در گناباد خطاب به علم :کو پادگان !؟ ![]()
یک ژاندارم بازنشسته که هنوز در قید حیات است نقل می کند، پس از زلزله ۱۳۴۷ کاخک گناباد ، شاه به همراه اسدالله علم (در سال سوم از ۱۱ سال وزیر دربار شهانشاهی علم که ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ بود) به گناباد برای بازدید از خرابی های زلزله کاخک آمد. مرور دوباره تاریخ این ایام، برگی روشن و سندی گویای از مظلومیت تاریخی مردم صبورگناباد است .که شاید دهه فجر انقلاب فرصت مقتنمی برای پردازش مجدد به چرایی امتداد محرومیت دیارمان گناباد باشد. در مقاله قبلی «گناباد آخرین امید کلنل» -مرداد ماه۸۷ -که به بررسی باجگیری خاندان علم از شاه به هر بهانه ای و لوسرکوب اکراد شمال خراسان اشاره شد، مجال پردازش به خیانت های علم به گناباد فراهم نشد از این به بعد در چند شماره به بررسی خیانت ها علم درباره گناباد می پردازم که مقدمه پردازش به چرایی مظلومیت پس از انقلاب نیز می تواند باشد. این ژاندارم بازنشسته نقل می کرد که در بازدید شاه از خرابی های کاخک، شاه برای بازدید به گدام (استخر انگلیس ها بر روی قنات دلویی) آمد و من هم آنجا بودم که شاه وقتی آب مواج گدام را دید، برگشت به علم گفت:« تو که گفتی گناباد آب نداره !! » و علم رنگش عوض شد، سپس شاه ادامه داد: « کو پادگان؟؟؟» که منظور مجوز صادر شده برای راه اندازی «۰۴» ارتش در گناباد بود .حال بماند چگونه به بیرجند رفت!! از همشهری دیگری که دوره سربازیش را در ۰۴ بیرجند سپری کرده بود شنیدم که می گفت در بیرجند پیر مردی مغازه دار خاطره ای از گناباد برایش نقل کرده بود. می گفت: پیرمرد بیرجندی گفت قدیم ما از گناباد اعزام می شدیم ، وقتی من برای اعزام به گناباد آمدم یک من انگور که برایم نوبر بود در گناباد گرفتم و همه را خوردم(آبادانی آنروز گناباد نسبت به بیرجند) و چون زیاده روی کرده بودم مریض شدم. لطفا نظر یادتون نره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:46 توسط یک نسل سومی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برخی گناباد را برگرفته از«گون» بمعنای«خورشيد» و «آباد» دانسته و این نام را وسيلهای برای انتساب محل به خورشيد می دانند.هم ریشه باخراسان که برگرفته ازخوراسان است.
در کنار صفا،سادگی و صمیمیت مردم این منطقه چیزی که شاخصه اصلی گناباد است ، قدمت تاریخی وتجلی گاه اسطوره های کهن ایرانی و یکی از محیط های اصلی رویش ادبیات غنی و پر افتخار خراسان است. چنانچه مرحوم دکتر شریعتی در این باره می نویسد: «گویش گناباد یکی از گویش های مردم مشرق ایران است، که منشا زبان فارسی بوده وکهنگی و اصالت آن با آثاری که نزدیک به زبان محاوره همانند اسرار التوحید عطار نیشابوری نگاشته شده کاملا مشاهده می شود» |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 مرداد 1387 |
|
RSS
|