![]() |
![]() |
|
| از ازل ایل تبارم همه عاشق بودند - سخت دلبسته این ایل تبارم چه کنم |
|
تمام جادها از تو آغاز می شود !
امروزسالروزتاریخی ورود امام رضا(ع) به خطه زرین و ولایت مدار خراسان و شهر پر افتخار و تشرف یافته نیشابور به میزبانی قدوم پر خیر و برکت ثامن الحجج علیه السلام است، توفیقی که نصیب مردم دیگر شهرها خراسان قبل از توس نشده بود. به این مناسبت قطعه ای زیبا از استاد شفیعی کدکنی از مجموعه شعر« بوی جوی مولیان» یادآور صفا و زلالی خراسانی ها وشهر پرستاره نیشابور تقدیمتان می گردد. می خواهمدر زیر آسمان نیشابور چندان بلند و پاک بخوابم که هیچگاه، این خیل سیل وار مگس ها، نتوانند روی صدای من بنشینند. می خواهم ، در مزرعه ستاره زنم شخم وبذرهای صاعقه را یک یک با دست های خویش بپاشم ، وقتی حضور خود را دریافتم دیدم تمام جاده ها، از من، آغاز می شود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 15:45 توسط یک نسل سومی |
|
|
گناباد در نرم افزار جامع سفرهای استانی رییس جمهور نرم افزار جامع سفرهای استانی رییس جمهور بنام« نگاهی از نزدیک» با بیش از 15 هزار تصویر از سفرهای استانی و 425 دقیقه فیلم مستند منتشر شد. عکس های زیرمربوط به سفر ریاست محترم جمهوری به شهرستان گناباد در دور اول سفرهای استانی است که از این نرم افزار انتخاب شده است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:10 توسط یک نسل سومی |
|
|
كوك دوباره ساز فرهنگ با افتتاح سينما بهاران گناباد سينماي گناباد که در سال ۱۳۴۷در فضايي سر باز فعاليت خود را آغاز كرده بود و در سالهای اول انقلاب روزهای فعالی را پشت سر گذراند، پس از سالها تعطيلي در هفتم ارديبهشت ماه 1388توسط مهندس جعفری جلوه معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افتتاح شد.
سینما بهاران گناباد که برای بهسازی و مرمت آن 4 میلیارد و 500 میلیون ریال از اعتبارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هزینه شده است مجهز به جدیدترین سیستم صوتی دالبی دیجیتال و مدرنترین سیستم های پخش کشور با ظرفیت 342 صندلی است. هر چند که تب دیدن اخراجی های 2 در گناباد هم بالا گرفته است، اما پس از افتتاحیه سینما مدرن بهاران گناباد به صلاحدید معاون سینمایی کشور بهربرداری از سینما تا اصلاح ، تخریب و بازگشایی پاساژ سینما ازمغازه های ناهمگون با همجواری سینما به تعویق افتاد.
هر چند تعطیلی چندین ساله سینما در شهرستان گناباد با 4 دانشگاه،15 هزار دانشجو، 5 هزار فرهنگی ، 30 هزار دانش آموز و بیش از 120 هزار جمعیت، سالها است که مردم این منطقه را از جذابیت های پرده عریض و جادوی سینما محروم کرده است اما پشتکار و همت هنرمندان بومی پیشکسوت این شهرستان توانست تا حدودی در زنده نگه داشتن طب و عشق به سینما ودیدن فیلم روی پرده عریض را در این شهرستان زنده نگه دارد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:3 توسط یک نسل سومی |
|
|
چند وقتیه که در سال
جهانی نجوم بسر می بریم بنظرم امسال میتونه سال بهتر دیده شدن آسمان های صاف و پرستاره ومردم این شهرها باشه، ابتدای این سال هم همراه بود با پیام دکترصادق واعظ زاده: معاون علمي و فناوري رییس جمهور که چشم انداز برنامه های نجوم ایران را در سال جهانی نجوم مشخص کرده بود .
گناباد نیز که آسمانش روزی شاهد رصد و درخشش بزرگترین استادان نجوم ایران خصوصا تا دوره صفویه بوده است و هنوز هم آثار آن دوره، با بجا ماندن مدرسه نجومیه گناباد در دسترس است ،گویای توان و استعداد این منطقه در برنامه های نجومی کشور است .تلفیق چشم انداز نجوم ایران در سال 2009 با پیشینه های نجوم ایران ،می تواند نوید خوبی را برای برنامه های آینده نجومی و هوا فضا ایران و استفاده از ظرفیت های این شهرها داشته باشد.
پیام معاون علمی و فناوری ریاست محترم جمهوری بمناسبت سال جهانی نجوم علم نجوم كه براي پاسخ به سؤالات بيشمار انسان درباره جهان اطراف خود به وجود آمد، به دليل نياز به ابزارهاي بسيار پيشرفته، پيشران و موتور محرك ايجاد فناوريهاي نو شد و دانشهاي ديگر را براي پاسخ به نيازهاي خود توسعه بخشيد.علم نجوم منشأ نياز به ساخت برخي از پيشرفتهترين ابزارهاي علمي مانند تلسكوپهاي عظيم اپتيكي، راديويي و خورشيدي، ماهوارهها و تجهيزات كنترل از راه دور براي آزمون سطح سيارات دور بوده است. سال 2009، سال جهاني نجوم نام گرفته است تا فعاليت دانشمندان اين رشته از علم ارج نهاده شود و بر تاثير اين علم در جامعه و نقش فرهنگ ساز آن بر آموزش و مشاركت عمومي بويژه جوانان تأكيد گردد.400 سال از اولين رصد با يك دوربين نجومي توسط گاليله ميگذرد و هم اكنون بيش از 130 كشور جهان در فعاليتهااي متنوع و گسترده سال جهاني نجوم فعالند. تأكيد فراوان در اين سال بر علم نجوم به عنوان يك فعاليت علمي جهاني در جهت صلح جهاني خواهد بود و دانشمندان و علاقهمندان به نجوم در اين سال بزرگترين شبكه بينالمللي نجومي را تشكيل داده تا همچون يك خانواده علمي جهاني با يكديگر همكاري كرده و از اين طريق به بنياديترين سوالهايي كه نوع بشر تاكنون پرسيده است، پاسخ گويند. كشور عزيز ما ايران نيز همگام با جامعه جهاني در اين فعاليت عظيم مشاركت دارد. تفكر و تعمق در خلقت اجرام آسماني مورد تاكيد قرآن كريم قرار دارد و علم نجوم در ايران همواره مطلوب و شريف شمرده شده و تاريخ علم بر فعاليت گسترده منجمان ايراني و اسلامي در دوره طلايي تمدن اسلامي شهادت ميدهد. 750 سال از تأسيس رصدخانه مراغه به همت خواجه نصيرالدين طوسي ميگذرد و در اين فاصله علم نجوم به يكي از فعالترين و گستردهترين زمينههاي علوم طبيعي تبديل شده است. گرچه ايران به ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 14:47 توسط یک نسل سومی |
|
|
شاه در گناباد خطاب به علم :کو پادگان !؟ ![]()
یک ژاندارم بازنشسته که هنوز در قید حیات است نقل می کند، پس از زلزله ۱۳۴۷ کاخک گناباد ، شاه به همراه اسدالله علم (در سال سوم از ۱۱ سال وزیر دربار شهانشاهی علم که ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ بود) به گناباد برای بازدید از خرابی های زلزله کاخک آمد. مرور دوباره تاریخ این ایام، برگی روشن و سندی گویای از مظلومیت تاریخی مردم صبورگناباد است .که شاید دهه فجر انقلاب فرصت مقتنمی برای پردازش مجدد به چرایی امتداد محرومیت دیارمان گناباد باشد. در مقاله قبلی «گناباد آخرین امید کلنل» -مرداد ماه۸۷ -که به بررسی باجگیری خاندان علم از شاه به هر بهانه ای و لوسرکوب اکراد شمال خراسان اشاره شد، مجال پردازش به خیانت های علم به گناباد فراهم نشد از این به بعد در چند شماره به بررسی خیانت ها علم درباره گناباد می پردازم که مقدمه پردازش به چرایی مظلومیت پس از انقلاب نیز می تواند باشد. این ژاندارم بازنشسته نقل می کرد که در بازدید شاه از خرابی های کاخک، شاه برای بازدید به گدام (استخر انگلیس ها بر روی قنات دلویی) آمد و من هم آنجا بودم که شاه وقتی آب مواج گدام را دید، برگشت به علم گفت:« تو که گفتی گناباد آب نداره !! » و علم رنگش عوض شد، سپس شاه ادامه داد: « کو پادگان؟؟؟» که منظور مجوز صادر شده برای راه اندازی «۰۴» ارتش در گناباد بود .حال بماند چگونه به بیرجند رفت!! از همشهری دیگری که دوره سربازیش را در ۰۴ بیرجند سپری کرده بود شنیدم که می گفت در بیرجند پیر مردی مغازه دار خاطره ای از گناباد برایش نقل کرده بود. می گفت: پیرمرد بیرجندی گفت قدیم ما از گناباد اعزام می شدیم ، وقتی من برای اعزام به گناباد آمدم یک من انگور که برایم نوبر بود در گناباد گرفتم و همه را خوردم(آبادانی آنروز گناباد نسبت به بیرجند) و چون زیاده روی کرده بودم مریض شدم. لطفا نظر یادتون نره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 14:46 توسط یک نسل سومی |
|
|
گناباد، آسمان نجوم ايران پيشينه تابناك نجوم گناباد در دوره صفوي
شاهان صفوي با همان ميزاني كه در ترويج تشيع تلاش نمودند براي توسعه دانش اين مرز و بوم نيزاقدامات مناسبي انجام دادند. در اصفهان پايتخت حكومت صفوي بيش از ۵۷ مدرسه تاسيس يا مرمت نمودند ،در ديگر شهرهاي ايران نيزكم بيش وضع به همين منوال بود، اما بر خلاف همه مركزيت هاي علمي كه به اصفهان ختم مي شد، آسمان نجوم ايران از جايي ديگر تابيدن گرفته بود. مدرسه نجوميه گناباد بخاطر اهميتي كه پادشاهان صفوي به نجوم مي دادند از اهميت زيادي برخوردار شده بود ومدرسه نجوميه اين شهر به بزرگترين دانشگاه نجوم ايران تبديل شده بود. دکتر علی اکبر ولایتی در کتاب « پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران» بنقل از شاردان ، سياح فرانسوي عصر صفوي آورده است : « همه اختر شناسان ( منجمان) ايراني ، دست كم بزرگان آنها از ايالت خراسان از بلده كوچك گناباد هستند ،از خانواده مشهوري كه اختر شناسان بزرگي از آن بر خاسته اند. دانشمندان عروف فلكي ايران ،در ششصد سال اخير (تا دوره صفوي) همگي از سرزمين خراسان بوده اند : ابوريحان بيروني،عمر خيام نيشابوري و خواجه نصير الدين طوسي همه از خراسان برخاسته اند، و شاهنشاه ايران جز اختر شناساني كه در گناباد زاييده يا پرورش يافته باشد، كس ديگري را به خدمت نمي پذيرد.» اظهار مي كنند:« در بلده مذكور يك مدرسه عالي هيئت و نجوم وجود دارد ، چنانچه استادان علوم فلكي نيز فرزندان خود را براي آموزش و پرورش بدانجا اعزام مي دارند» -شاردن، سياحتنامه شاردن،ترجمه محمد عباسي ، تهران:۱۳۳۸ ج۵،ص۹-۱۲۶ - علي اكبر ولايتي، پويايي فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ،تهران چاپ دوم ۱۳۸۴،ج ۳،ص |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 17:10 توسط یک نسل سومی |
|
|
باخاطرات آقای روحانی نژاد ژورنالیست بین المللی صدا و سیما از گناباد: هنوز وجدان های بیداری هستند که بزرگان را از یاد نمی برند
اگر همه ما قدردان ذخائر معنوی و علمی و چهره های فرزانه و خدمتگذار باشیم مطمئنا ره به جای دیگر خواهیم برد. هرچند کم لطفی در دنیای امروز امری رایج است ولی هنوز وجدان های بیداری هستند که بزرگان را از یاد نمی برند. شاید بیست وسه سال قبل زمانی که در روزنامه خراسان کار می کردم گزارشی درباره گناباد نوشتم در ذهنم نیست که با چه عنوانی منتشر شد اما در متن ، استفاده از جملاتی چون سفر به دیار "طریقت دل" را در یاد دارم. استحضار دارید که مقام معظم رهبری(دام ظله) در دوران مبارزات انقلابی مدتی را در گناباد بودند و من به خاطرم هست در سفری که در دوران ریاست جمهوری معظم له به گناباد رفتیم حضرت ایشان از خیلی افراد که در آن دوران مرتبط بودند یاد کردند وسراغ گرفتند و با برخی ها هم دیدار کردند .صحنه های دل انگیزی از دیدارها در خاطرم جای گرفته ولی متاسفانه یادداشت نکردم که برای کمک به حافظه ام مراجعه کنم.
مهریار ناظمی از همکاران خوب بنده در اخبار ورزشی هستند .حالا فهمیدم چرا مهریار اهل فضل و دانش و اطلاعات عمومی است چون در گناباد تحصیل کرده است. یادم هست در سفری که با آقای خاتمی رئیس جمهور پیشین به نیویورک رفته بودم یکی از ایرانیانی که به نمایندگی از کشورمان درسازمان ملل کار می کرد از اهالی گناباد بود و سی سال بود در آنجا زندگی می کرد .جالب بود که هنوز لهجه محلی خود را حفظ کرده بود وقتی با او با همان لهجه صحبت می کردم شعف و لذت در چهره اش پیدا می شد وهمین قرابت جغرافیایی باعث شد محبت های زیادی می کرد و مرا با خودرو خودش به گشت وگذار از جمله دیدن ساختمان دوقلوی فروریختهامروز برد. از مردمان مومنی
که چشم به آسمان مي دوختند و دلهایشان به زلالی و شفافیت ، شب های
پرستاره کویر است جز این انتظاری نیست که بهترین منجمان روزگار خود باشند و
در علوم ماوراء سرآمد خدا بر درجات مرحوم محمد تقی بهلول بیفزاید. با ایشان از نزدیک آشنا بودم و گاهی از محضرش بهره می بردم مخصوصا این اواخر .شبی میهمان ما بود .شام معمولی داشتیم اما شیخ بزرگوار نخورد وگفت من غذای گوشتی و گران نمی خورم .پرسیدم چه میل می کنید فرمود مثل همیشه نان و پنیر و انگور . ایشان می فرمود اگر غذای سنگین بخورم اهل بلند شدن برای نماز شب نخواهم بود.از محضرش فراوان آموختم. روحش شاد. این مطالب یاداشت های پراکنده و جمع بندی لطف بی دریغ آقای روحانی نژاد نسبت به شهرمان گناباد است. انشاء الله در آینده شاهد یاداشت های مستقل از ایشان همچنین شما فرهیخته گرامی باشیم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 11:5 توسط یک نسل سومی |
|
|
جایگاهی خطیرتر از نمایندگی مجلس
هنوزنام خوش آوازه حجه السلام والمسلمین دکتر مدنی، یکی از نام های پر جاذبه برای خیلی از گنابادی ها وهمه کسانی است که در یک دور نمایندگی مجلس با ایشان هم هدف و هم صدا در انعکاس تاریخ هــــــــــــــــزاره شهرستان بوده اند. و همه، بخصوص متدینینی که از روی اعتقادات دینی با ایشان همراه بودند، علاقمند به اطلاع از وضعیت جدیدایشان اند. وهمیشه برای ما گنابادی ها خیلی امید بخش و پر انرژی بوده، حضور بزرگان شهرمان در مناصب و جایگاهای تاثیر گذارو کرسی های نظریه پردازی که شهرستان ما دراین زمینه کم بهره و به نوعی کم چهره نیست اما دریغ از پزواک پیدا نمودن این سرمایه ها و مفـــــــــاخر بوی شهرستان در سطع عمومی که می توانند متور محرک خوبی برای نسل جوان امروز ما باشد. اما این روزها نماینده قبلی شهرستان با انتخابی تحسین بر انگیز، پس از درخواست های متعدد نمایندگی و رایزن فرهنگی در قطر ، عربستان وبرخی دانشگاه ها نظیر دانشگاه فردوسی با حضور در جایگاهی پرتاثیرو پرقدرت در عرصه فرهنگی کشورو بزرگترین نهاد فرهنگی- تبلیغی کشور«دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم» هم به خواسته قدیمی خود بازگشت به حوزه تحقق بخشید، هم بازگشتی مقتدرانه را رغم زد ،که امکان تحول آفرینی درحساس ترین عرصه کلان کشور، حوزه مظلوم فرهنگی را فراهم نموده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آذر 1387ساعت 15:17 توسط یک نسل سومی |
|
|
مدتیه می خواستم یک پست به نظرات پر از لطف آقای کاظم روحانی نژاد خبرنگار محبوب صدا و سیما درباره شهرمان گناباد ومرحوم بهلول اختصاص بدم ،اما بدلیل اینکه نظرات زیبا و جالب ایشان بخاطر لطف زیاد نیاز به جمع بندی داشت وحقیر هم فعلا حسابی سرم شلوغه با خاطرات را با نظر آقای مهریار ناظمی (گوینده خبر ورزشی سیما) شروع می کنم و امیدوارم شروع خوبی باشد.
ناظمی هستم گوینده خبر ورزشی ، حدود 4 سال دانشجوی گناباد بودم و خاطرات بسیار خوبی از گناباد و مردم متمدن این شهر دارم . امیدوارم گناباد همچون گذشته مثه نگین در استان بدرخشه انشا ا... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:39 توسط یک نسل سومی |
|
|
خویشتن داری اعصاب خرد کن گنابادی ها! در پایگاه خبری شهرستان گناباد به نقل از گناباد سیتی خواندم «اداره بيمه و خدمات درماني پس از ۳۵ سال سابقه از شهرستان گناباد جمع آوری و به ... داده شد چرا مسولين شهرستان از حق گناباد دفاع نمي كنند...» نمی دانم چه بگویم واین اولین باری نیست که از این کرامات الاتفاقیه برای گناباد می افتد. شایدآخرین جابجایی قبل از این هم انتقال اداره زمین شهری گناباد بود ،که به تربت حیدریه منتقل شد .و قبل ازآن اداره نفت وگاز گناباد که سالهاست بصورت شعبه اداره نفت وگاز تربت حیدریه اداره می شود البته انتقال پادگان قدس، گروه توپخانه ۶۱ محرم و پاسگاه ارتش ازگناباد و...رااضافه کنیم شاید هر سلیم الذهنی شک کند که نکنددستهای برای محرومیت بیشترمردم این منطقه در کار باشد. ............................... (۱)چنین گویند که :عربی بیابانگرد، شتری کهنسال داشت. آن دو، روزگاری دراز را با هم گذرانده بودند، اما زمان فراق رسیده بود و سایۀ مرگ، بر پشت شتر سنگینی میکرد. مرد بیابانگرد، نزد او رفت تا دمهای آخر را با هم بگذرانند. نگاهها مهرآمیز بود و چشمها اشکبار. مرد سکوت را شکست و گفت: اکنون که مرا تنها میگذاری و به دیار باقی میروی، آیا از من رضایت داری؟ شتر گفت: آری. مرد گفت: اما من در چشمهای تو میبینم که از من چیزی در دل داری. تو را قسم به راههای درازی که با هم رفتیم و روزهای سوزانی که از تابش خورشید پناهی نداشتیم، بگو از من در دل چه داری؟ شتر چشم بر زمین دوخت. سپس با صدایی خسته و ملول گفت: من هیچگاه از گرمای بیابانها و درازی راهها و تشنگی و گرسنگی و سنگینی بار، ملول نشدم و از تو چیزی در دل نگه نداشتم. بر من بارهای گران گذاشتی و گاه روزها و شبها میگذشت و قطرهای آب در کامم نمیریختی یا گیاهی خشک و زمخت در دهانم نمیگذاشتی. اینهمه بر من آسان بود؛ اما ... اما یکبار با من به رسم مروت عمل نکردی و آسمان را بر سرم فرود آوردی. مرد گفت: بگو تا بدانم و اگر بتوانم جبران کنم. شتر گفت: هرگز جبران نتوانی کرد؛ اما میگویم. روزی به شهری وارد شدیم و تو در آنجا درازگوشی خریدی. من خدای را شکر كردم که صاحبی مهربان دارم و پس از این از بار من خواهد کاست. تو نیز چنین کردی و نیمی از بار من را بر پشت درازگوش گذاشتی؛ اما اینکه افسار من را بر پالان آن الاغ بستی و مرا در پی او در شهر گرداندی. این را بر تو نخواهم بخشید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 18:13 توسط یک نسل سومی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برخی گناباد را برگرفته از«گون» بمعنای«خورشيد» و «آباد» دانسته و این نام را وسيلهای برای انتساب محل به خورشيد می دانند.هم ریشه باخراسان که برگرفته ازخوراسان است.
در کنار صفا،سادگی و صمیمیت مردم این منطقه چیزی که شاخصه اصلی گناباد است ، قدمت تاریخی وتجلی گاه اسطوره های کهن ایرانی و یکی از محیط های اصلی رویش ادبیات غنی و پر افتخار خراسان است. چنانچه مرحوم دکتر شریعتی در این باره می نویسد: «گویش گناباد یکی از گویش های مردم مشرق ایران است، که منشا زبان فارسی بوده وکهنگی و اصالت آن با آثاری که نزدیک به زبان محاوره همانند اسرار التوحید عطار نیشابوری نگاشته شده کاملا مشاهده می شود» |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
|
RSS
|